امروز: ۱۴۰۰/۲/۲
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ‏ بارالها درود و رحمت فرست بر على بن موسى الرضا پسنديده پيشواى پارسا و منزه وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ و حجت تو بر هر كه روى زمين است و هر كه زير خاك بسيار راستگو و شهيد صَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ‏ درود و رحمتى فراوان و كامل و با بركت و متصل و پيوست و پياپى و دنبال هم همچون بهترين رحمتى كه بر يكى از اوليائت فرستادى.
تاريخ: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۳ مهر ساعت ۹:۲۷ کد مطلب: 59120
 زلزله بم راهم را تغییر داد ......

مصاحبه با دکتر منصوره مکارم پزشک داوطلب فعال استان خراسان رضوی

 

1. لطفا خودتان را معرفی نمایید:

من منصوره مکارم پزشک عمومی عضو خانواده بزرگ جمعیت هلال احمر می باشم که مدت 13 سال است به طبابت مشغول  هستم.

2. از چه زمانی با جمعیت هلال احمر آشنا شده اید و نحوه آشنایی شما با این سازمان چگونه بوده است :

خب داستان من یا بهتر بگویم داستان آشنایی با جمعیت هلال احمر مربوط به گذشته های دور می باشد ، زمانی که دوران جوانانی خود را مشغول به تحصیل در رشته پزشکی بوده ام و با انرژی و روحیات اخلاقی که دارم همواره دنبال تلاش و خدمت به دیگران بودم و این شد که در زمان دانشجویی دبیر کانون فرهنگی دانشجویی نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی کرمان بودم ، سال چهارم دانشگاه ام بود که بچه های دانشکده پرستاری بم برنامه ریزی کرده بودند تا یک همایش برگزار نمایند من هم باتوجه به توانایی و اعتمادی که دانشگاه به من داشت مسئول گروهی از دانشجویان بودم تا به بم برویم. شب قبل از حرکت با خانواده ام تماس گرفتم که اطلاع بدهم ، در زمان تماس کسی گوشی تلفن را برنداشت و من پیغام گذاشتم : « فردا به بم می آیم برای حضور در برنامه دانشکده ، چون مسئولیت بچه های دانشگاه بامن است و برنامه نیز فشرده می باشد نمی توانم به دیدن شما بیآیم. » آخر من بچه بم هستم ، در بم بزرگ شدم و خانواده من ساکن بم بودند. فردا صبح همگی با زلزله از خواب بیدار شدیم. کسی نمیدانست که زلزله کجا رخداده است ماهم طبق برنامه ریزی انجام شده به سمت بم حرکت کردیم. خیلی لحظات برای من غریبانه و عجیب بود. جاده به سمت بم خلوت بود گویی فقط ما به سمت بم در حرکت بودیم. وقتی وارد بم شدیم دیگر چیزی برجا نمانده بود . همه جا تخریب شده بود . با تیمی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان وارد دانشکده پرستاری بم شدیم با دختران گروه به سمت خوابگاه دختران دانشکده رفتیم همه کمک کردند تا افراد گرفتار را نجات دهیم. متاسفانه هشت نفر از دانشجویان دختر که فوت شده بودند را از زیر آور بیرون آوردیم مشخصات آنها را روی کاغذی نوشتم تا خانواده هایشان را پیدا کنیم.

بعد از کمک به مردم به سمت خانه پدری ام حرکت کردم در مسیر کوچه و خیابانی مشخص نبود و از هر گوشه ای صدای کمک به گوش میرسید. فضای غم انگیز و سنگینی بود برای یک دختر جوان مثل من ، قدم به قدم به سمت خانه حرکت کردم از صدای افراد متوجه میشدم که این خانه همسایه است و منزل ما کجاست. پدر و مادرم نبودند نگران آنها بودم ولی نمی توانستم وظیفه اصلی خودم که خدمت و کمک به طبابت بود را فراموش کنم . 48 ساعت طول کشید تا پدر و مادرم را در یکی از بیمارستان های کرمان با کمک برادرم یافتم. در بم بود که حضور نیروهای امدادی بین الملل را دیدم ، هلال احمر و صلیب سرخ آن زمان به دور از فضای سیاسی و مذهبی به همه خدمت می کردند . هرچند که خدمت و کمک به مردم اشکالاتی داشت ولی روحیه و انرژی این نیروها برای من انگیزه خدمت را ایجاد کرد. این آشنایی من با جمعیت هلال احمر در همین شکل و اندازه ماند تا زمانی که سال 97 به عنوان پزشک حج انتخاب شدم. آن زمانی که به عنوان یک پزشک سال اولی به مصاحبه و آزمون رفتم امیدی به قبولی نداشتم ولی لطف و محبت خداوند شامل من شد و در اولین سال حضورم در حج واجب به مدت 2 ماه به صورت ثابت پزشک درمانگاه مدینه بودم این خدمت در حج برای من به اندازه ای ارزشمند و مهم بوده است که بعد از آن هیچوقت ارتباط خودم را با هلال احمر قطع نکرده و همواره در تلاش به تسکین آلام همنوعان خود هستم.

انگیزه شما از حضور در فعالیت های داوطلبی چیست ؟

من آدم صادقی هستم و میخواهم موضوعی را صادقانه بگویم : اولین انگیزه خدمت داوطلبانه من این است که در زمان خدمت و کمک به همنوعان خودم از نظر روحی و معنوی ارضاء می شوم و احساس خوبی به من دست می دهد. دومین موردی که می توانم به آن اشاره کنم بحث ذکات علم است که یکی از دریچه های خوب برای ارایه ذکات علم به دیگران همین جمعیت هلال احمر است.

در چه برنامه هایی تاکنون حضور داشته اید ؟

من در زمان زلزله بم 40 روز در بیمارستان ها به خدمت مشغول بودم. بعد از آن در برنامه های مختلفی داوطلبانه حضور فعال داشتم ، پزشک مراسم حج ، کاروان سلامت در مناطق محروم تربت جام ، خدمت و ویزیت به زائران اربعین

یک خاطره شیرین و یک خاطره تلخ از مدت حضور خود در هلال احمر را بیان کنید :

خب خاطرات تلخ و شیرینی بسیاری در طول خدمت داشتم ولی به عنوان نمونه بخواهم به موردی اشاره کنم باید به زمان حضور در مسجد نبی اشاره نمایم که از راه دور یک زن و شوهر مرا صدا زدند ، وقتی جلو آمدند ابتدا نشناختم شروع کردند به به تشکر و دعای خیر از من ، بعد که آرام شدند پرسیدم که داستان چیست ؟ گفتند که زمانی که مرد خانواده بیمار بوده است و توان انجام دادن اعمال خود را نداشته است کمک و طبابت من باعث شده است که بتوانند کار های حج خود را انجام بدهند.

خاطره تلخ بنده هم به زمان حضور در اربعین مربوط می شود که نصف شب بعد از معاینه بسیاری از بیماران ، یک مصدوم اهل شیراز را به درمانگاه آوردند که دچار برق گرفتگی شده بود با تمام توان تلاش کردم تا به او کمک کنم ولی متاسفانه برنگشت و مصدوم را از دست دادیم. این حادثه برای من تلخ بود.

چه سخنی با اعضا و داوطلبان هلال احمر دارید:

امروز توصیه من به همه جوانان این است که از اول دوران جوانی وارد هلال احمر شوند ، هلال احمر فراتر از هر مرزبندی سیاسی ، مذهبی و قومی می باشد هلال احمر محلی است برای خدمت صادقانه ، محلی است برای کسب تجربه و محلی است برای شکوفایی .

اعضای داوطلب هلال احمر میبایست همواره برای انسان دوستی و بشردوستی تلاش کنند ، تلاش خود را به زمان های بحران و حوادث معطوف نکنند. از وقت خودتان استفاده کنید و برنامه ریزی داشته باشید.

اعضای داوطلب هلال احمر مطمئن باشید بازخورد خدمات و تلاش های خود در برنامه های هلال احمر را در زندگی خواهید دید . بهترین لحظات زندگی خودم را در میان محرومین و نیازمندان دیدم که در مناطق دور افتاده نیازمند محبت و ویزیت بودند.

نگاه شما به اقدامات بشردوستانه و امدادی در حوادث و سوانح در شرایط عادی چیست؟

شما با لباس مقدس هلال احمر هرجا که باشید یک صلح جو هستید و بیانگر این است که شما به انسانیت و بشریت اهمیت میدهید. درست است که مردم و دولت ها انتظار دارند که هلال احمر در بحران ها حضور داشته باشد و قانون این تکلیف را برای هلال احمر در نظر گرفته است اما جمعیت هلال احمر میبایست با تشکیل اتاق فکر نسبت به آسیب شناسی و برنامه ریزی های دقیق تر اقدام نماید. از همه صاحب نظران استفاده نمایند و از نیروهای ماهر و متخصص در زمان های عادی بهره برداری بیشتری صورت پذیرد. باید چاره کار را از قبل بیاندیشیم و برای همه چیز برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم. بعنوان مثال زمانی که میدانیم احتمال وقوع سیل در منطقه ای است میبایست قبل از وقوع حادثه با کمک متخصصین و خیرین عضو جمعیت هلال احمر با آموزش مردم ، ساخت سیل بند ، هدایت آب های سطحی و طرح های ابتکاری دیگر به مردم منطقه کمک کرد تا شاهد آسیب و خسارات نباشیم.

در شرایط عادی می توان بهتر و علمی تر کارها را برنامه ریزی نمود تا نتیجه مورد انتظار محقق شود. مدیریت در زمان بحران و خصوصا در هلال احمر اهمیت دوچندان دارد و مدیریت علمی نیازمند استفاده از تمام ظرفیت ها در خصوص برنامه ریزی و نیازسنجی می باشد. به مسئولین توصیه می نمایم در زمان عادی و به دور از حوادث با سازماندهی و برنامه ریزی نیروهای داوطلب با انگیزه را جذب و آموزش دهند تا در زمان های اضطراری همه در قالب خانواده بزرگ هلال احمر به نیازمندان خدمت نماییم.

حرف آخر :

خداراشاکر هستم که توفیق حضور و آشنایی من را با جمعیت هلال احمر مهیا نموده است و این لطف خدا است که همواره احساس می نمایم وظایف سخت و مهمی برعهده من گذاشته شده است. امیدوارم هیچگاه حادثه ای رخ ندهد ولی همواره آماده خدمت هستم در هر مکان و هر خدمتی که لازم باشد برای محرومین و نیازمندان انجام می دهم.

ارسال به دوستان  نسخه چاپی


نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی